یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

یسنا گلی

مروری بر گذشته به بهانه 28 ماهگیت

1391/5/19 12:33
نویسنده : مامانی
1,512 بازدید
اشتراک گذاری

سلام  قشنگترین بهانه من برای  زندگی

28ماهگیت مبارک عزیزممممم   شکلکهای جالب آروین

                                                           

 

 بله خوشگل خانوم من 2 سال و 4 ماه از روز شروع در کنار ما بودنت داره میگذره و تو هر روز و هر لحظه

بزرگ تر و خانوم تر میشی و البته شیرین تر و عزیزتر

این مدت با همه سختی ها و خوشی هاش گذشت و من دلم واسه تک تک اون لحظه ها هر روز و هر روز تنگ میشه.که البته شیرینی هاش خیلی بیشتر از سختی هاش بوده عزیز دلممممم

بیشترین سختی این مدت 4 ماه اول زمینی شدنت بود.آخه اون 4 ماه تو هیچ شبی نخوابیدی و هر شب تا 7

صبح گریه میکردی و نا آروم بودی . یه عالمه بردمت دکتر، اما همه میگفتن مشکلی نداری و کاملا سالمی.مثل این بود که فقط میخواستی مامانی را اذیت کنی.خیلی سخت بود.4

ماه هیچ شبی نخوابیدم و این مساله داشت کم کم از پا درم میاورد.جالب این جا بود که به هیچ صراطی هم مستقیم نبودی و فقط داد میزدی و گریه میکردی 

تقریبا 40 روزه بودی که از خونه بابا جونی اینا رفتیم خونه خودمون که همون شب اول اینقدر ناجور گریه کردی

که رنگت بنفش شد.اینقدر ترسیده بودم که نمیدونستم باید چیکار کنم.حدوادی ساعت 2.30 شب بود که زنگ

زدم به مامان جونی و گفتم ما داریم میایم اونجا.با بابایی به سرعت خودمونو رسوندیم خونه باباجونی .از بس

گریه کرده بودی دیگه توان نداشتی حتی داد بزنی قربونت برم. وقتی رسیدیم مامان جونی واست یه داروی

خونگی دم داده بود.بغلت کرد و هنوز یه قاشق نخورده بودی تو بغلش خوابش برد.

از خوشحالی نمیدونستم چی بگم فقط همش خدارو شکر میکردم که آروم شدی.این جریان باعث شد که یک

ماه بعد را هم خونه باباجونی اینا بمونیم.اما خداروشکر با تموم شدن 4 ماهگیت و درست شب بعد از زدن

واکسن 4 ماهگیت اون بی خوابی های شبانه ات هم تموم شد و شبها راحت میخوابیدی و من خیلی

خوشحال بودم.

اما از شروع دوماهگیت یه مشکل جدید دیگه هم  پیدا شده بود

یسنا گلی

از همه و همه جز من و بابایی و خاله ها غریبی میکردی.فقط کافی بود بیشتر از دو قدم مونده بهت، به تو

نزدیک بشن.اونوقت دادت میرفت هوا و میزدی زیر گریه و تا از اون محیط نمیرفتیم بیرون آروم نمیشدیاین دیگه یه مشکل وحشتناک بود.شرایط خیلی سخت شده بود.حتی یه لحظه بدون من

تحمل نمیکردی و هیچ کس نمیشد بغلت کنه و پیشت باشه.تا نه ماهگی این غریبی کردنت ادامه داشت.اما

از 5 ماهگی با بچه ها میونت خوب شده بود و اونها میتونستن نزدیکت بیان و باهات بازی کنن

نه ماهه بودی که باباجونی و مامان جونی رفتن کربلا.اونجا واسه تو خیلی دعا کرده بودن که این حالتت تموم

شه .آخه بیچاره ها آرزو داشتن یه کوچولو بغلت کنن و باهات بازی کنن.شبی که از کربلا برگشتن و ما رفتیم

استقبالشون در کمال تعجب همه تا مامان جونی بهت گفت یسنا جون بیا بغلم مامانی بیا یه بوس بده تو

دستتاتو باز کردی و رفتی بغل مامان جونی.وایییی باورمون نمیشد.دعاهاشون مستجاب

شده بود.تو کلا عوض شدی از اون شب و شدی یه بچه کاملا اجتماعی و دقیقا نقطه مقابل اونی که قبل

بودی.و ما همه خیلی خوشحال بودیم از این مساله.خدا مامان جونی و باباجونی را همیشه سالم و شاد نگه داره واسه ما

وقتی که یک ساله شدی هم به همراه باباجونی اینا وهمه خانواده  خاله میترا  و خاله ژیلا و آقابابا اینا رفتیم

کربلا.البته اولش قرار بود من و تو نریم و همه میگفتن سفر زمینی خیلی سخته با تو و اذیت میشیم اما از

اونجا که دعوت شده بودیم بریم یه دفعه همه راضی شدن و ما هم رفتیم.و خداییش هم نه اذیت کردی و نه

مریض شدی خداروشکر.خیلی هم خوش گذشت.آخه دقیقا نصف اتوبوس فامیل ما بودن و خیلی اینجوری

عالی بود و خوش میگذشت.

بعد اون سفر تو شروع کردی به راه رفتن و کلی با راه رفتنت که مثل آدم آهنی بود واسه همه دلبری میکردیحدودای 14 ماهگی هم اولیت دندونت در اومد و کلی من ذوق کردم با دیدنش.از اون روز هر روز دهنتو چک میکردم تا ببینم دندون دیگه ای در آوردی یا نه و با در اومدن هر کدومشون کلی خوشحالی میکردم و قربونت میرفتم

حرف زدن و شیرین زبونی هات هم که قند تو دلم آب میکرد و هنوز هم ادامه داره الهی فدات شم.

یکی دیگه از سختی های این مدت از شیر گرفتنت بود.خیلی اذیت شدی قربونت برم.آخه بیش از حد وابسته

بودی و این باعث شده بود که غذا نمیخوردی .واسه این مساله سه روز تو تب بالا سوختی.داشتم دیوونه

میشدم اما باید تحمل میکردم.خداروشکر کم کم با این موضوع هم کنار اومدی و حالت سرجاش اومد  .اما هنوز که هنوزه میگی من وقتی دوباره نی نی شدم م م میخورم. الهی من فدات بشم که هنوز دلت میخواد نی نی بشی و باز بتونی م م بخوری

واما آخرین سختی تا این لحظه پروژه از پوشک گرفتن که خدارو شکر تا این لحظه

موفقیت آمیز بوده و کم کم داری عادت میکنی و همکاریت خیلی عالی بوده تو این دو هفتهالبته فقط مشکلت و فراموشکاریت سر پ.ی.پ.ی  هستش و واسه ج.ی.ش همیشه یادت می مونه و یا خودت میگی یا وقتی ازت میپرسم همکاری میکنی.

اگه خدا بخواد و این موضوع هم تموم شه با موفقیت دیگه واسه خودت خانوم میشی و یه پله بالاتر میری و

پیشرفت میکنی.

یسنا جونم،عزیز دلمی و تک ستاره زندگیم.امیدوارم همیشه در پناه خدا موفق باشی و سالم و سلامت.

بازم 28 ماهه شدنت را بهت تبریک میگم و واست بهترین ها رو از خدا آرزو میکنمممممممم

دوستت دارمممم یسنا گلییییی

        

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (22)

نيما
19 مرداد 91 14:58
سلام. عذرميخوم پيام تبليغي در كامنتتون ميگذارم.چاره اي هم نداريم براي بقا بايد تبليغ كنيم. مثل خود سرويس دهنده وبلاگ كه تو وبلاگ تبليغ ميكنه تا بتونه اين وبلاگ رايگان در اختيار كاربر قرار بده. -------------------------- خوشحال ميشم حتي اگر خريدي هم نداريد يكسري بزنيد. Safirnet.blogfa.com ================ خريداران اينترنتي هميشه درحال سرچ كردن براي يافتن سايت با بيشترين تخفيف و كمترين قيمت هستند. 10درصد تخفيف + پست سفارشي رايگان چطوره؟؟؟؟ دوست داريد در اينترنت با 10درصد تخفيف و پست سفارشي رايگان چه محصولي را خريداري كنيد؟ محصول موردنظر خودرا در بخش نظرات به همراه "لينك محصول" و ايميلتان قرار دهيد تا درصورت امكان اين محصول با 10درصد تخفيف و پست سفارشي رايگان در اختيارتان قرار گيرد. وسائل الكترونيكي، لوازم خانگي، اسباب بازي، لوازم موبايل و ... پشتيباني سفيرنت درصورت امكان ارائه محصول مورد نظر با ايميلتان تماس مي گيرد.
مامان کیارش
21 مرداد 91 11:46
سلام ، مامانی خیلی کار خوبی کردین این پست رو واسه یسنا جون گذاشتین. یه ایده واسه من هم شد. یسنای گل رو ببوسین


سلام.ممنون عزیزم.بوسسسسسسسسسسسس
الهه مامان یسنا
21 مرداد 91 13:45
28 ماهگیت مبارک عسل خاله
مامان یسنا این دل دردها و غریبی کردنای دخترامون هم مثل هم بوده.وای که چه شبهای بدی رو گذروندم من با یسنا.


ممنون خاله جونمممم.
خیلی جالبه.این دوتا یسنا خیلی شبیه همدیگه است کارهاشون!!!!!!!!!!!!
مامان محمد و ساقی
21 مرداد 91 18:07
سلام میشه بیاین به ساقی که تو یه مسابقه شرکت کرده رای بدین.



چشممممممممم
مامان محمد و ساقی
21 مرداد 91 21:40
سلام.چه چیزهای جالب نوشتی.
پس یسنا جونی کربلاییه.ای جونم یسنا
ایشا... حاج خانم هم بشه.
امیدوارم لحظه های قشنگی تو زندگیتون همراه با یسنا گلی داشته باشین.


سلام.بله خاله جون کربلایی هستشششششش یسنا گلی.
ممنون عزیزم.بوسسسس
مامان ساینا
22 مرداد 91 10:54
28 ماهگی مبارک عروسک خانوم. وای چقدر اوایلش سخت بوده براتون. خدا رو شکر که همه رو با موفقیت پست سر گذاشتین. انشاله پروژه پوشکم به زودی تموم می شه.


ممنون خاله جون.آره خیلی سخت بود.اما خداروشکر به خوبی گذشت.
تقریبا اون پروژه هم تمومه.دیگه بزرگ شده دخملم


زهره
22 مرداد 91 16:39
سلام. نازنین زهرا ی منم یه مدت با همه غریبی میکرد وقتی کسی میگفت بد اخلاقه دلم میگرفت آخه دخترم بد اخلاق نبود فقط از غریبه ها میترسید حالا دیگه خوب خوب شده. خیلی لباس خوشکلی تنشه. ماشالله خیلی خانم شده. دیروز تولد نازنین زهرای من بود.


سلام.دقیقا به یسنا هم همه همینو میگفتن.اما من میدونستم که دخملم ماهه تا کم کم همه فهمیدن.
ممنون از لطفتون.چشاتون قشنگ میبینه.
پويا
23 مرداد 91 22:13
سلام يسنا جون
خوبي دوست عزيزم؟
خيلي سعي كردم بيام تو وبلاگت ولي نتونستم ...
ببخشيد دير اومدم
من هم بيست و هشت ماهگيت رو بهت تبريك ميگم
بزنم به تخته خانمي شدي واسه خودت
قربونت برم


سلام پویا جون.
خوبم خداروشکر.
ممنون از لطفت.
فاطمه
24 مرداد 91 18:56
عزیزم چه قدر دخترتون نازه ،خیلی ببوسش .


ممنون عزیزم.
مامان مارال فرفری
25 مرداد 91 15:36
28 ماهگیت مبارک خوشگلم


ممنون خاله جونمممممممم
هدی
26 مرداد 91 11:00
جالب بود عزیزم .مبارکش باشه


مرسی.
بوسسسسسسسسسس
مریم
26 مرداد 91 11:26
مامان محمد و ساقی
26 مرداد 91 13:30
سلام.اومدم دوباره تبریک بگم28 ماهگی یسنا گلی خوشگل رو.


سلام.ممنون عزیزمممممممممم
مامان یسنا
26 مرداد 91 14:38
سلام 28 ماهگیت مبارک عزیزم.بسنا با تولدشاپه


سلام.ممنون عزیزمممممممم.
اومدم پیشتون
مامان پارساکوچولو (شاهزاده کوچولو)
26 مرداد 91 17:00
شاد باشید و پیروز


ممنون عزیزم
مامان محمد و ساقی
27 مرداد 91 14:51
سلام دوست خوبم.فردا رای گیری مسابقه کودک خواب آلود به مدت دو روز شروع میشه.
میشه بیاین به ساقی که شماره 8 هست رای بدین؟ممنون از شما
این هم لینکش
http://koodakeman91.niniweblog.com/cat44.php[hr


شرمنده عزیزم دیر اومدم نت.این چند روز اصلا وقت نشد بیام
پويا
30 مرداد 91 17:39
سلام عسيسسسم
حالت خوبه؟
يسنا جون تازه چه خبر؟
من خوبم ولي اين ورا خبر خاصي نيست
از ديدنت خوشحال شدم



سلام.ممنون.خوبم.تو خوبی پویا جون؟
منم خوشحال شدم
مامان آرشیدا قند عسل
1 شهریور 91 10:12
سلام چند مرتبه اومدم نظر بذارم نمیدونم چرا وبتون ارور میداد 28 ماهگی یسنا گلی مبارک باشه حال و احوالتون چطوره یسنای خاله خوبه؟ دیگه پوشک کامل رفت تو بایگانی؟! راستی عیدتون مبارک و نماز و روزه هاتون قبول درگاه ایزد منان.یسنا رو ببوس


سلام.نمیدونم چی شده بود!!!!!!!!
ممنون خاله جون.خداروشکر خوبه.
آره دیگه پوشک کلا تموم شد.
عید شما هم مبارک.نماز و روزه هاتون قبول.
بوسسسسسسسسسسس
الهه مامان یسنا
2 شهریور 91 3:21
خاله به روزم بیا پیشمون اگه وقت داشتی. خوشحال میشم


چشم عزیزم.حتما
Windysmith
2 شهریور 91 18:17
عزيزم آپم بيا پيشم


چشممممممممم
رز دسته گل مامان
4 شهریور 91 8:42
سلام مامانی خوشحال میشم به وب دخملم سر بزنی و ما را با نظراتت خوشحال کنی منتظر حضور گرمتان هستم اگر دوست داشتی دخمل منو با اسم رز دسته گل مامان لینک کنید ممنون


سلام.چشم عزیزم.
وانیا باستان پور
18 شهریور 91 14:57
عزیزم بیا به وبلاگم


آدرستون اشتباه بود
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد